علي بن حامد الكوفي
54
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )
هشتم سال بمرد . و داهر بملك ارور بنشست ، و راج پسر چندر برهمناباد را « 1 » مستقيم گشت . و سلطنت راج تا يك سال بيش نمود . بعد از وى دهرسيهء چچ برهمناباد را در ضبط آورد ، و خواهر او مايين « 2 » با او موافقت نمود و بيعت كرد . پس دهرسيه دختر اكهم را بخواست و پنج سال آنجا بماند ، و به اطراف امثله فرستاد ، و همگنان روى بمطاوعة او آوردند . پس حصار راؤر « 3 » كه چچ اساس « 4 » نهاده بود و پيش از تمام شدن بمرد ، دهرسيه آنجا مدّتى مقام كرد ، و عمارت او تمام ساخت « 5 » ، و روستاهاى حوالى را فراهم آورد ، و مردمان معارف را آنجا « 6 » ساكن كرد . چون آبادان شد ، نام او راؤرُ كرد « 7 » و بحصار برهمناباد باز آمد ، و امور مملكت استقامت يافت . فرستادن خواهر مايين « 8 » را بارور تا به راى « 9 » باتيه « 10 » تسليم كند پس چون دهرسيّه « 11 » دانست ( f 29 a ) كه خواهر او به حد بلوغت « 12 » رسيد ، متفكّر شد كه مايين « 8 » بزرگ شد ، و ميلاد او را منجمان بر طالع سعد نهادند . هنوز درين تفكّر بود « 13 » كه رسولان سوبن راى « 9 » باتيه « 10 » ملك رمل بخواستگارى او كس فرستاد . دهرسيه اگر چه برادر مهتر بود ، جهاز خواهر رايانه « 14 » بساخت ، و هفصد كره اسب « 15 » و پانصد نفر مرد تكر با او فرستاد ، و بداهر نبشتها در قلم « 16 » آورد كه مايين « 8 » بملك باتيه « 10 » تسليم كن ( ص 48 ) و شرط راى سوبن « 17 » آنست كه حصار بوجه تمليك در دست پيمان و مهر او كند .
--> ( 1 ) پ : تا برهمناباد ( 2 ) ب س : بائي ؛ پ : مائى ؛ ك : مائنى ( 3 ) ب ح س ك م : الور ؛ پ : ارور ( 4 ) س : بنا ( 5 ) ب م : كرد ؛ پ : گشت ( 6 ) پ : بدان موضع ؛ ك افزايد : خريد آن موضع ( 7 ) ب س ك : نام راؤر زور كرد ؛ پ : تمام راؤر او كرد ( 8 ) ب س : بائي ؛ پ ك : مائى ( 9 ) پ س ك م : شاه ( 10 ) ب : بهاتيه ( 11 ) ك : داهرسيه ( 12 ) پ ك : بداد ؛ م : بلاغت ( 13 ) پ : هنوز متفكر درين بودند ( 14 ) پ س ك م : پادشاهانه ( 15 ) پ : اسب كره ؛ م : اسب كروه ( 16 ) م : بقلم ( 17 ) ب ح ك : راى سودين ؛ س : شادين ؛ پ م : شاه سوربن